شيخ ذبيح الله محلاتى
26
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
روزى آن زن در آينه نگريست خود را بدان صورت ديد بر خود بباليد و با خود گفت مرا جفتى ببايد كه همسرى مرا قابليت داشته باشد در اين صورت با چنين حسن و جمال خداداد با مردى فقير كه خوراكش نان جو و از دنيا بهره ندارد عمر عزيز خود را سرآورم من درخور پادشاهانم كه اگر چشمشان بجمال بىمثال من افتد جان و مال خود را در راه من فدا كنند كمكم اينگونه افكار و خيالات فاسد در زن غلبه كرده و بناى ناسازگارى و كجخلقى را با شوهر گذاشت و چندان لجاج ورزيد و باعمال زشت تن در داد كه عابد مجبور شد كه در حق او دعاى بد كند . شوهر وقتى كه ديد زوجهاش علاوه بر اينكه فحاشى مىكند ابدا دست به كار خانه نمىزند حتى چهار كودك خود را هم نگهدارى نمىكند و ساعتى در خانه توقف ندارد و هرآنى با جوانى زيباصورت و صاحب مكنت بسر مىبرد لذا سر بسوى آسمان كرد و گفت بارالها تقاضاى ديگر من اين است كه اين زن را به صورت خرس گردانى دعاى دوم او هم مستجاب شد زن به صورت خرس درآمد و گرد دروديوار خانه مىگرديد و اشك مىريخت و ناله و زارى مىكرد و اطفال صغير او هم به حال مادر خود مىگريستهاند منظرهء حزنآورى تشكيل شد به حدى كه عابد را ديگر طاقت نماند رقت كرده دعا كرد زن به صورت اول برگرديد و به كار خانه و نگهدارى فرزندان خود اشتغال ورزيد شعر اين زنان تازه از نجيبانند * نه بدانند بلكه خوبانند از بدانشان اگر بگويم ار سخنى * نه قلم دارم و نه آن دهنى هرآنكس بگفتار و كردار زن * نهد دل بگو دم ز مردى مزن كسانى كه فرمان زن را برند * همانا كه از جنس زن كمترند هرآنكس كه دارد ز مردى نشان * نبايد كه فرمان برد از زنان اگر دارى از نيكمردان نشان * مده دل منه دل به حرف زنان زنان را بجز خانهدارى مباد * جز اينش ديگر هرچه گوئى نشاد نويسنده گويد بانوان نيكسرشت هرچه آنها را ستايش كنى كم كردى و از رجال بزرگ كمى ندارند .